جعفر شهرى باف

448

طهران قديم ( فارسى )

فروشنده‌اى پاى بساط و جعبهء آئينهء جلو دكان آن مشغول فروشندگى و عده‌اى در عقب دكان سيگارپيچى مىكردند . سيگارفروش و سيگارپيچ معمولا از پسران نورس ميان ده ، دوازده تا هفده هجده سالهء خوش بر و رو انتخاب مىشد و شوخ و شنگ‌ترينشان را پاى بساط براى فروشندگى مىگذاشتند و به ريش رسيده‌ها و از ريخت افتاده‌هايشان كه سيگار را در خانه پيچيده دانه شمار و هزارى به دكاندارها مىفروختند . امتعهء دكانهاى سيگارفروشى ، لوازم و مواد توتونى ، مانند انواع گيروانكه‌هاى توتون و چپق و سيگار با علامتهاى مختلف و ( گيرز ) « 73 » و تنباكو و اقسام سيگارهاى ساده و ( مشتوك ) « 74 » دار و چاپ‌دار و بىچاپ « 75 » سرنقره‌اى و سرطلائى « 76 » و زينت قفسه‌ها و جعبه آئينه‌هايشان ( جين ) « 77 » هاى كبريت و چوب سيگارهاى بلند و كوتاه سر و ته برنج و نقره و قوطىهاى سيگار و چوب چپق‌هاى جوراجور كلفت و نازك و بلند و كوتاه جيبى و مجلسى از چوبهاى كهور « 78 » و آبنوس « 79 » و آلبالو و كنار « 80 » و كيكوم « 81 » و امثال آن با سر و ته نقره و طلا ، همراه سرهاى چينى و گلى و چوب و سيخ‌هاى « 82 » زنجيردار و بىزنجير آهن و برنج و نقره و جاكبريتىهاى طلا و نقره « 83 » و كيسه توتون‌هاى ساده و مخمل و ترمهء زرىدوزى شده و قاليچهء ريزباف در حد

--> ( 73 ) . كاغذ سيگار آماده شده كه لبه‌هايش بوسيله ماشين چسبيده شده باشد . ( 74 ) . پنبه يا كاغذ سستى كه در ته سيگار براى گرفتن جرم توتون كه امروزه به آن فيلتر ميگويند . ( 75 ) . سيگارهاى اعلا را سازندگان آن از خود ماركهائى ميزدند . ( 76 ) . سر كاغذ سيگارها را وسيله چاپ اكليل سفيد و زرد زينت ميكردند . ( 77 ) . بسته‌هاى دوازده عددى را جين ميگفتند . ( 78 ) . چوبهاى سخت سنگين خوش نقشى از ريشه درخت كهور . ( 79 ) . چوب سياه سفت و سنگينى از درختى بنام آبنوس كه از بلاد هندوستان ميآوردند . ( 80 ) . چوب درخت سدر . ( 81 ) . چوبى جنگلى كه در بعضى از آنها نقش‌هائى از حيوانات ظاهر ميشد و گفته ميشد كه از خاصيت درختش اينست كه چون در فصل بهار جانورى از كنار آن بگذرد يا از آن بالا رود عكس آن را جذب مىكند و چون تراشيده و پرداخت و روغن خورده و كهنه شود عكسها در آن ظاهر ميشوند و نقش‌دارهاى آن داراى ارزش بيشترى بود . ( 82 ) . سيخى به ضخامت ميخ مفتولى و چوب كبريت از آهن يا نقره يا طلا . ( 83 ) . قوطىئى از فلز كه كبريت را جهت حفاظت از شكسته شدن در آن ميگذاردند . دو طرف آن براى كشيدن كبريت درآورده شده بود و پشت و روى آن را حكاكى و تذهيب ميكردند .